محمد حسين بن مهدى فراهانى

69

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

از بادكوبه به باتوم روز چهارشنبه شانزده ، قبل از ظهر وارد بادكوبه گشته و روز پنج‌شنبه هفدهء شهر شوال ، از بادكوبه هنگام ظهر بيرون آمده و به كالسكه نشسته به استاسيون راه‌آهن آمديم . راه‌آهن از بادكوبه به باتوم راه‌آهن است و « شمن‌دفر » مىگويند . « شمن » به زبان فرانسه به معنى راه ، « د » حرف اضافه و « فر » به معنى آهن است . و همه روزه كالسكهء بخار « 1 » از بادكوبه به تفليس و باتوم مىرود . و استاسيون بادكوبه در نيم فرسخى شهر است و عمارت بسيار عالى ، وسيع ، فوقانى و تحتانى ساخته‌اند و قراول و عملجاتى در آنجا است و چند دستگاه است ، يكى مخصوص بليت دادن و بليت گرفتن است و بايد ابتدا به آن دستگاه پول داد و بليت گرفت . يكى مخصوص كشيدن بار و تحويل گرفتن بار است كه براى هر سرنشين يك پوت كه پنج من و نيم تبريز باشد بار و سماوار و قليان و جعبه و ظرف آب منظور داشته كرايهء على حده نمىگيرند ، و اگر بار زياده از يك پوت [ و ] اين خرده « 2 » اسباب شد ، از بادكوبه به باتوم از هر من تبريز قريب هشتاد و پنج [ دينار ] به پول ايران كرايهء على حده دريافت مىنمايند . و اين بار و اسباب زياده از مأخذ را نمىگذراند پهلوى سرنشين باشد ، در كالسكهء على حده حمل مىنمايند . همين‌كه بار را كشيدند و تحويل گرفتند و كرايهء علاوه بر مأخذ را دريافت داشتند يك نوشته به او مى - دهند كه اين نوشته نشانه و علامت آن بار است كه در محل مقصود ، آن نوشته را بنمايد و بار و اسباب خود را بگيرد . و ديگر بار و اسباب خود را نخواهد ديد تا محل مقصود و به هيچ وجه بار و اسباب عيب نخواهد كرد و تلف و دامج

--> ( 1 ) - مقصود قطار مىباشد . ( 2 ) - اصل : خورده .